ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 23
  1. #1
    Kiana
    مدیر ارشد بخش عمومی
    مدیر بیوگرافی
    مدیر موسیقی
    مدیر تاریخ و گردشگری
    تیم مدیران ارشد
    تاریخ عضویت
    2016/04/23
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    318
    1,260
    702

    مصاحبه با هما پوراصفهانی

    دروود بر همه ی دوستان عزیز اینم از مصاحبه با هما پوراصفهانی عزیزم که چند وقت پیش انجام دادم
    ((نکته: این مصاحبه مربوط به اوایل سال 94 هستش))



    رمان های ارزشمند هما جون عبارتند از:

    قرار نبود، توسکا ، جدال پرتمنا (سجاده و صلیب) ، روزای بارونی، تقاص(شام مهتاب)، افسونگر، ذهن
    خالی و سیگار شکلاتی
    که قرار نبود ، سجاده و صلیب و ذهن خالی در انتشارات آراسپ و شام مهتاب در انتشارات شقایق
    به چاپ رسیده.
    و همین طور سیگار شکلاتی برای اولین بار در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در سال 1395 رونمایی میشه

    و همچنین شاهکار های در حال تایپش شامل آلاچیق، استایل و هدف برتر هستش.
    خب هما جونی ممنون میشم اول خودت رو معرفی کنی و یه توضیحی هم درباره ی زندگی شخصی و اخلاقات بدیهما صفاری پور اصفهانی هستم. متولد دوازده اسفند سال شصت و نه. کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دارم. زندگی شخصیم چیز خاصی نداره جز اینکه همیشه تلاش کردم باعث افتخار مادر و برادر هام باشم. اخلاقم گاهی اوقات تند میشه و به همین دلیل اینجور وقتا سعی میکنم با کسی برخوردی نداشته باشم. از دل شکستن بیزارم و تمام تلاشم رو میکنم که کسی رو دلخور نکنم یا کاری نکنم که کسی فکر کنه از روی غرور بوده. با این وجود گاهی شده ک کسی از دستم دلخور بشه، بالاخره آدمیزاده گاهی پیش میاد ولی اعتراف میکنم هیچوقت عمدی نبوده. خیلی احساساتی هستم اما با این وجود منطقم بیشتر بر شخصیتم حاکمه تا احساسم...
    تو یه جمله بگو چرا مینویسی؟
    چون بهم آرامش میده
    اسطورت تو نوشتن کیه؟
    نویسنده ی مورد علاقه زیاد دارم ...اما اسطوره...شاید سیمین دانشور

    چه کسایی باعث پیشرفتت شدن؟
    بیشتر از همه پشتکار خودم ، بعد از اون دوستام و خونوادم
    اولین رمانی که نوشتی در چه سنی و چی بود ؟
    در سن 13 سالگی اولین رمان بلندم رو نوشتم که بهتره اسمش رو نگم😄یه چیزی بود مخصوص همون سن که با یه اتفاق بد از روی سیستمم پاک شد. دومین رمان رو توی پونزده سالگی شروع کردم و هفده سالگی تموم کردم. رمان شام مهتاب که توسط نشر شقایق به چاپ رسیده
    اولین باری که از انجمن بازدید کردی کی بود و چرا ؟و چه چیزی باعث شد تو انجمن عضو بشی؟
    اوایل سال 88 بود ... دنبال یه رمان بودم ک دانلودش کنم. تو گوگل سرچ کردم و به اونجا رسیدم. وقتی دیدم چقدر رمان اونجا برای دانلود هست عضو سایت شدم و تصمیم گرفتم فعالیت کنم ... کارایی مثل تایپ رمانهای چاپ شده. اون موقع هنوز تصمیم نگرفته بودم خودم هم کتابهام رو روی سایت بذارم
    چی شد که تصمیم به انتشار رمانات گرفتی ؟
    از اول تصمیم داشتم چاپ کنم کارامو، از همون سیزده سالگی ک اولین رمان بلندم رو نوشتم. نویسندگی رو دوس داشتم خیلی از معلم ها و دوستانم هم تشویقم میکردن ب اینکار ...تصمیم به اتشار رمان های دیگت هم داری؟
    صد در صد ... همشون توی نوبت چاپ هستن و قراردادهاشون بسته شده
    به نظرت موفق ترین رمانت کدوم بوده ؟
    موفق ترین از نظر جذب مخاطب تا الان قرار نبود بوده ولی موفق ترین از نظر خودم و نوع نگارش و سوژه همیشه آخرین کارم هست ک الان ذهن خالیه
    نویسنده های مورد علاقت تو دنیای اجتماعی کیا هستن ؟
    عاطفه منجزی ، پگاه رستمی ، الن (نویسنده مجازی) ، ژیلا (مجازی) ، بهاره حسنی ، زهرا اسدی ، مهناز صیدی، اینها عاشقانه نویسهایی هستن ک چشم بسته قبول دارم آثارشون رو
    تا حالا شده با شخصیت رمان هات بخندی یا گریه کنی ؟
    فکر میکردم نمیشه. ولی خیلی شده ... موقعی ک آراد تصادف کرد حس و حال ویولت رو با اشک مینوشتم. موقع شیطنت های ترسا گاهی از ته دل میخندیدم. توی ذهن خالی صحنه کشته شدن ارنواز رو با حالتی نوشتم ک از زور اشک کیبورد رو نمیدیدم. من با شخصیتهام زندگی کردم...
    کدوم شخصیت رمانت رو بیشتر از همه دوست داری ؟
    نمیتونم انتخاب کنم چون همشون جزئی از خودم هستن اما با این وجود احساس نزدیکی بیشتری نسبت به ترسا دارم. عینا منعکس کننده خودمه
    تا حالا شده از نوشتن خسته بشی و کم بیاری و نخوای دیگه بنویسی ؟
    شده ک یه مدت نیاز پیدا کنم به استراحت ولی اینکه نخوام بنویسم هرگز. نوشتن برای من منبع آرامشه ننویسم حالم خوب نیست
    دوست داری به جای کدوم شخصیت رمانات باشی؟
    بین پولک رمان ذهن خالی و ترسای قرار نبود واقعا نمیتونم یکیشون رو انتخاب کنم
    ژانر مورد علاقت چیه ؟ ژانری که بیشتر تو رمانات استفاده می کنی چی؟
    عاشقانه-اجتماعی ژانریه ک خودم بیشتر استفاده میکنم. اما ژانر مورد علاقم جنایی-عاشقانه اس که خودم دوتا رمان با این ژانر نوشتم
    نظرت درباره ی رمان های گروهی چیه ؟
    در صورتی ک قلم نویسنده ها مشابه باشه خوبه، اما از اونجایی ک همیشه تفاوت سلیقه وجود داره و هر آن ممکنه یکیشون غیبش بزنه (مشکلی ک واسه خودم پیش اومد) زیاد موافقش نیستم
    در رمان خوندن شهرت نویسنده واست مهمه یا محتوی داستان؟
    ببین ممکنه یه نویسنده نو قلم کتابی رو بنویسه ک یه نویسنده کهنه کار همچین چیزی نتونه بنویسه! بالاخره هرچیزی از یه جایی شروع میشه، ولی من خودم به شخصه باید قلم یه نفر رو بشناسم تا آثارش رو بخونم. معمولا از اطرافیانم نظر سنجی میکنم و اگه کسی تایید بشه دیگه کاری ب نوقلم یا مشهور بودنش ندارم. حتما میخونم کارشو
    سوژه های رمانات چطوری به ذهنت میرسه ؟ از جایی الگو میگیری یا همشون ساخته ی ذهن خودتن؟
    همش ساخته ذهن خودم هستم ... البته کلیات رمانهام جزئیات رو از حوادث دور و برم گاهی الهام میگیرم
    وقتی میبینی این همه خواننده عاشق رماناتن و نقدای مثبت می کنن چه حسی پیدا می کنی؟
    بیشتر از اینکه خوشحال بشم به این فکر میکنم ک مسئولیتم سنگین تره. هرچیزی نمیتونم بنویسم و باید حواسم باشه چیزی رو ب غلط رواج ندم. علاوه بر اون باید پیشرفت کنم و خودم رو بهتر بکنم تا جواب محبتهاشون رو داده باشم.
    درباره ی کسایی که نقدای منفی می کنن و رمانات رو دوست ندارن چطور؟
    بعضی ها با دلیل میگن ک چرا از رمانهام خوششون نمیاد این باعث پیشرفتم میشه و سعی میکنم به شکل سازنده از نقدشون استفاده کنم. اما بعضی ها فقط توهین میکنن و حالت حرف زدنشون شبیه غرض ورزیه به این افراد توجهی نمیکنم اصولا. چون از خود من خوششون نمیاد نه از نوشته هام
    وقتی کاربر ویژه شدی چه احساسی داشتی ؟
    حس خوبی بود، یه قدم به سمت بالا رفته بودم ... اصولا هر پیشرفتی هرچند کوچیک منو خوشحال میونه
    وقتی رمانی رو شروع می کنی اصولا قبل از تایپیک زدن میدی کسی از خانوادت یا دوستات بخونن؟
    نه ... اولا ک من رمان رو از زدن تاپیک شروع میکنم و از قبل آماده ندارم به استثنای یکی دوبار ... دوما خونواده من بسیار بسیار درگیر و پر مشغله هستن و خیلی وقت مطالعه ندارن. ولی دوستای صمیمیم پا ب پام کتابهام رو میخونن و بهم انرژی میدن
    حست وقتی اولین رمانی که ازت چاپ شده بود رو دستت گرفتی چی بود ؟
    اصلا قابل توصیف نیس! تنها چیزی ک میتونم بگم اینه ک پرواز بدون بال رو تجربه کردم ... به خصوص ک مادرم هم کنارم ایستاده بود و واقعا میتونستم از نگاه پر از اشکش بخونم که ازم راضیه.
    تو دوران مدرسه هم انشات خوب بود ؟اصلا به این زنگ علاقه داشتی؟
    مسلما درس مورد علاقم انشا بود و هیچ وقت نمرم کمتر از بیست نشد. تنها کسی بودم ک به خواسته معلم موظف بودم همیشه و اولین نفر انشام رو بخونم. بقیه رو از روی دفتر شانسی صدا میزدن😄
    به نظرت رمانات بیشتر بدرد کدوم رده ی سنی میخورن ؟
    18 تا 35 سال
    نقدی که خودت از نوشته هات می کنی چیه؟
    خیلی زیاده😄باید مطالعه م رو بیشتر بکنم، هر چی پربارتر باشم میتونم مطالب مفیدتری بنویسم و خیلی وقتا شده حتی دید یک نفر رو نسبت ب مسائل اطرافش باز تر بکنم.
    رمان های ادبی رو بیشتر میپسندی یا محاوره ای ؟
    هر دو ... برام فرقی نداره.
    اسم چند تا از رمان هایی که تو انجمن خوندی و از خوندش پشیمون نشدی ؟
    زیتون ، شاه شطرنج ، بانوی قصه ، پانتی بنتی ، نبض تپنده ، زهر تاوان
    رمان های چاپی که از خوندنشون پشیمون نشدی چی ؟
    در چشم من طلوع کن ، واژه مکرر عشق ، همخونه ، در پس نقاب ، جایی که قلب آنجاست ، ایلگار دخترم ، بخت سپید زمستان ، راز نیاز ... خیلیه !!
    تا کی به نوشتن ادامه میدی ؟
    تا وقتی که زنده ام !
    به عنوان یه نویسنده چه انتظاری از خواننده ها داری ؟
    من سعی میکنم هیچوقت از کسی انتظاری نداشته باشم اینجوری راحت تر میشه زندگی کرد. ولی خیلی دوست دارم ک همیشه همراهم باشن و با نقدای سازندشون توی بهتر شدنم کمکم کنن
    یه توصیه واسه نویسنده های تازه قلم ؟
    مطالعه شون رو ببرن بالا و هیچوقت هم از خودشون توقع نداشته باشن ک توی همون کتابهای اول و دوم ب همه چیزی ک میخوان برسن. نویسندگی نیاز ب تجربه داره و تجربه با زیاد نوشتن ب دست میاد
    حرف یا پیامی واسه بچه ها سایت ؟
    هیچ وقت فراموششون نمی کنم و همیشه جاشون وسط قلبمه

    جا داره همین جا از همای عزیزم تشکر ویژه ای کنم چون علاوه بر این که وقتشو در اختیارم گذاشت
    به سوالاتم با مهربونی جواب داد و ثابت کرد حتی در درجات بالا هم میشه با دیگران بدون غرور و با
    مهربونی جواب داد منم از طرف همه ی طرفداراش بهش میگم همیشه برای ما اسطورست چه تو
    نوشتن و چه تو اخلاق و همیشه در قلبمون جایگاه ویژه ای داره

  2. 101
  3. #2
    Faeze.sa
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    2016/06/05
    محل سکونت
    شاهی مازندران
    نوشته ها
    5
    5
    17
    عالی بود.واقعا نویسنده فوق العاده ای هستن.من به شخصه عاشقشون و کاراشونو دنبال میکنم
  4. 12
  5. #3
    ز.گل مرادی (ستاره)
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    2016/06/05
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    936
    1,900
    3,843
    جالب بود از موقیت هاش جهت پیشرفت خوب استفاده کردن با اینکه همزمان نوشت رو شروع کردیم و با این که یک سال از ایشون بزرگترم اما من خیلی عقب موندم و باید بگم تازه به عقلم رسید که باید چه کار کنم ... به پیشرفت ایشون اضافه شه ...موفق باشن
    فیلمنامه و رمان نویس
    کتابهای در دست چاپ به نام:ملودی زمستان ، لیلی و شیرین
    اینستا: setare_g.moradi
    مینویسم : قلم سیاه
    نقد
    جــــــــرم جدایـــــــــی
  6. 5
  7. #4
    najme.bano
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    2016/06/07
    نوشته ها
    6
    56
    18
    باید بگم ایشون بااین سن‌کمشون ی ذهن خلااااق دارندو واقعا میدونم ک دراین زمینه پیشرفت میکنن.چون با ی هدف و حدی دارن توی این راه قدم میذارند.قل های‌بنفش‌براهماجون
    ویرایش توسط najme.bano : 2016/06/07 در ساعت 12:23
  8. 8
  9. #5
    کمند.صآد
    کاربر نیمه فعال
    تاریخ عضویت
    2016/05/23
    محل سکونت
    لایِ بازوهایِ یه مردِ عاشق ^^
    نوشته ها
    137
    907
    212
    هما جون خیلی خوبن!
    چه از نظر اخلاقی چه از نظر نوشتن و اینا.
    من اصولا رمانهای چاپی زیاد نمیخونم. بیشتر مجازیه. از پارسال که به طور جدی نویسندگی رو شروع کردم، اسطوره و الگوم هما جون بودن.
    موفق باشی "روان نویس" جونم!
    پ.ن: روان نویس لقبیه که بچه های نودهشتیا براشون انتخاب کرده بودن
  10. 6
  11. #6
    Yeganeh mahani
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    2016/06/22
    محل سکونت
    کرمان
    نوشته ها
    1
    30
    21
    هما عزیزم برات بهترین هارو‌ارزو دارم...واصولا بهترین ها به بهترین ها میرسن.....
  12. 6
  13. #7
    نیلوفرانه
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    2016/05/27
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    7
    170
    68
    هما جان
    عاشقتیم
    بی صبرانه منتظر سیگار شکلاتیم
    آدم های احساسی رو باید کشت
    به درد این زندگی اهنی نمیخورن...
  14. 7
  15. #8
    Aliena
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    2016/06/19
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    523
    1,283
    1,889
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیلوفرانه نمایش پست ها
    هما جان
    عاشقتیم
    بی صبرانه منتظر سیگار شکلاتیم
    سلام. فکر کنم ایشون دیگه رمانای خودشونو توی سایت نذارن یا حداقل رمانای چاپی شون رو. سیگار شکلاتی چاپ شده فکر کنم بخرین بهتر باشه. منم خودم میخوام بخرم.
    پاییز را دیدی؟ برگ هایی که رنگ عوض کردند، افتادند.
    ناشناس


    She's a poem full of paradox.
    4liena

    https://telegram.me/abiebanafsh
  16. 4
  17. #9
    نیلوفرانه
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    2016/05/27
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    7
    170
    68
    نقل قول نوشته اصلی توسط ania_a2 نمایش پست ها
    سلام. فکر کنم ایشون دیگه رمانای خودشونو توی سایت نذارن یا حداقل رمانای چاپی شون رو. سیگار شکلاتی چاپ شده فکر کنم بخرین بهتر باشه. منم خودم میخوام بخرم.
    واقعا؟
    فکر میکردم هنوز چاپ نشده7
    آدم های احساسی رو باید کشت
    به درد این زندگی اهنی نمیخورن...
  18. 3
  19. #10
    حورا تنها
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    2016/06/29
    نوشته ها
    9
    19
    11
    قلمشون خیلی خوبه ودوس دارم قلمشو
    ولی بازم باید بیشتر تلاش بکنه تا عین اون اسطوره ای که دوسش داره بشه به نظرم هنوز خیلی راه داره که باید طی کنهولی بازم یکی از نویسندههای محبوبم هست
  20. 4
صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 23

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Smiles Telegram Instagram Faq