ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 24
  1. #1
    مائده
    مدیر گالری تصاویر
    سرپرست منتقدان
    مدیر معرفی و نقد کتاب
    مدیر برگزیده 95
    تیم منتقدان رمان
    تیم مدیران
    تاریخ عضویت
    2016/05/27
    محل سکونت
    من یه دختر شمالیم:)
    نوشته ها
    702
    2,521
    7,641

    فقط من این حجم دلتنگی رو حس میکنم؟

    گاهی آنقدر دلتنگ می شوی که نمیدانی این حجم از دلتنگی را با چه مرهمی ساکت کنی...
    می آیی و چرخی میزنی! به گمان این که شاید چشمت آشنا ببیند، دلت آرام شود...
    اما بازهم مثل همیشه اشتباه کرده ای!
    دیدن کلمات رقصان میان افکارت، درد دلتنگی را بیشتر می کند....
    بی صدا از این طرف به آن طرف میروی...به دنبال روزنه ای برای تنفس...
    اما هیچ نمیابی...و فقط با حجم سنگین تر شده ی دلتنگی ات راهی میشوی...
    *یه روزی چقد همه ی اینجا ها خوب بود...
    چقدر طراوت داشت و الان....!
    و الان حتی یادم رفته چطوری باید تاپیک بزنم:)
    دلم برای تک تک لحظاتی که اینجا گذروندم تنگه
    و دلم می خواهد از برای دلِ تو
    آنچه که دلت،خود خواهد
    #مائده

    نقد یه هدیه اس،با آغوش باز بپذیرش دوست من

    فراخوان جذب منتقد

    تاپیک جامع درخواست نقد رمان
  2. 36
  3. #2
    faridehsabaghi
    نویسنده انجمن
    تیم نویسندگان انجمن
    تاریخ عضویت
    2016/04/23
    نوشته ها
    252
    5,484
    8,574
    درسته خیلی خلوت و سوت و کور شده, چشمت خشک میشه به همون آب باریکه ای از رمان هایی که نویسنده هاش عهد کردن اینجا بذارن, من که دلم به همن چنتا رمان خشک شده.
    البته این روزا کلا آدما شدن خواننده نویسنده ها انگشت شمار شدن خبری ازشون نیست...
    چی شد کافه قلم؟
    خودت را باورداشته باش اگر نداشته باشی,

    کس دیگری هم دلیلی برای

    باور داشتن تو نخواهد داشت




    ایدی کانال تلگرام: telegram.me/the_secret_hotel


    پیج من در اینستاگرام: farideh.s.novel

    Farideh.sabaghi
  4. 16
  5. #3
    نیم تاج ایزدپناه
    کاربر نیمه فعال
    تاریخ عضویت
    2016/04/23
    محل سکونت
    تهران خاکستری
    نوشته ها
    277
    2,842
    3,728
    نقل قول نوشته اصلی توسط faridehsabaghi نمایش پست ها
    درسته خیلی خلوت و سوت و کور شده, چشمت خشک میشه به همون آب باریکه ای از رمان هایی که نویسنده هاش عهد کردن اینجا بذارن, من که دلم به همن چنتا رمان خشک شده.
    البته این روزا کلا آدما شدن خواننده نویسنده ها انگشت شمار شدن خبری ازشون نیست...
    چی شد کافه قلم؟
    من چی بگم که دلم خونه؟ با کلی ذوقو شوق ایستگاه آخرو توی همین سایت تموم کردن و اعلام پایانم دادم اما هیچ خبری نشد!!!
  6. 10
  7. #4
    faridehsabaghi
    نویسنده انجمن
    تیم نویسندگان انجمن
    تاریخ عضویت
    2016/04/23
    نوشته ها
    252
    5,484
    8,574
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیم تاج ایزدپناه نمایش پست ها
    من چی بگم که دلم خونه؟ با کلی ذوقو شوق ایستگاه آخرو توی همین سایت تموم کردن و اعلام پایانم دادم اما هیچ خبری نشد!!!
    درست میگی, کافه قلم عالی و حرفیه ایه اما این روزا مدیریتش غیرحرفیه ای شده, شاید همه فکر میکنن چون قراره به لوکوبوک کوچ کنیم اینطوریه..نمیدونم والا اما تابستون خیلی تو اوج بود دوست داشتم اون موقع رو..شما هم ناراحت نباش نویسنده جان راه ها داری برای درخشیدن...
    خودت را باورداشته باش اگر نداشته باشی,

    کس دیگری هم دلیلی برای

    باور داشتن تو نخواهد داشت




    ایدی کانال تلگرام: telegram.me/the_secret_hotel


    پیج من در اینستاگرام: farideh.s.novel

    Farideh.sabaghi
  8. 11
  9. #5
    Biela
    منتقد رمان
    تیم منتقدان رمان
    تاریخ عضویت
    2016/10/09
    محل سکونت
    در پستوے خاطرہ ها
    نوشته ها
    225
    4,732
    2,514
    نقل قول نوشته اصلی توسط مائده نمایش پست ها
    گاهی آنقدر دلتنگ می شوی که نمیدانی این حجم از دلتنگی را با چه مرهمی ساکت کنی...
    می آیی و چرخی میزنی! به گمان این که شاید چشمت آشنا ببیند، دلت آرام شود...
    اما بازهم مثل همیشه اشتباه کرده ای!
    دیدن کلمات رقصان میان افکارت، درد دلتنگی را بیشتر می کند....
    بی صدا از این طرف به آن طرف میروی...به دنبال روزنه ای برای تنفس...
    اما هیچ نمیابی...و فقط با حجم سنگین تر شده ی دلتنگی ات راهی میشوی...
    *یه روزی چقد همه ی اینجا ها خوب بود...
    چقدر طراوت داشت و الان....!
    و الان حتی یادم رفته چطوری باید تاپیک بزنم:)
    دلم برای تک تک لحظاتی که اینجا گذروندم تنگه
    آی گُفتی :)))
    خیلی وقت بود نیومده بودم سایت! قلمم از این هجر خشک شده :)))
    دلم خیلی تنگ شده و تنگ‌تر هم میشه! اُمیدوارم اونقدر تنگ نشه که نتونم بنویسم!
    وقتتان را بیهوده صرف نکنید :]
    دورانِ گَزَند| زَخمِ ناسور |زَنگار | مَرگـِ مُزمِن


  10. 7
  11. #6
    lizaa
    کاربر ثابت
    تاریخ عضویت
    2016/08/03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    81
    204
    369
    نقل قول نوشته اصلی توسط مائده نمایش پست ها
    گاهی آنقدر دلتنگ می شوی که نمیدانی این حجم از دلتنگی را با چه مرهمی ساکت کنی...
    می آیی و چرخی میزنی! به گمان این که شاید چشمت آشنا ببیند، دلت آرام شود...
    اما بازهم مثل همیشه اشتباه کرده ای!
    دیدن کلمات رقصان میان افکارت، درد دلتنگی را بیشتر می کند....
    بی صدا از این طرف به آن طرف میروی...به دنبال روزنه ای برای تنفس...
    اما هیچ نمیابی...و فقط با حجم سنگین تر شده ی دلتنگی ات راهی میشوی...
    *یه روزی چقد همه ی اینجا ها خوب بود...
    چقدر طراوت داشت و الان....!
    و الان حتی یادم رفته چطوری باید تاپیک بزنم:)
    دلم برای تک تک لحظاتی که اینجا گذروندم تنگه
    درسته خیلی وقته ک کافه دیگه اون کافه ی قدیمی نیست هر از گاهی رمان هایی ک بالا هستند پست جدید میذارند و باز هم هیچ اتفاقی اینجا نمی افته
  12. 9
  13. #7
    Shoodiiiiii
    کاربر تازه وارد
    تاریخ عضویت
    2017/06/03
    نوشته ها
    10
    7
    16
    گاهی آنقدر دلتنگ می شوی که نمیدانی این حجم از دلتنگی را با چه مرهمی ساکت کنی...
    می آیی و چرخی میزنی! به گمان این که شاید چشمت آشنا ببیند، دلت آرام شود...
    اما بازهم مثل همیشه اشتباه کرده ای!
    دیدن کلمات رقصان میان افکارت، درد دلتنگی را بیشتر می کند....
    بی صدا از این طرف به آن طرف میروی...به دنبال روزنه ای برای تنفس...
    اما هیچ نمیابی...و فقط با حجم سنگین تر شده ی دلتنگی ات راهی میشوی...
    *یه روزی چقد همه ی اینجا ها خوب بود...
    چقدر طراوت داشت و الان....!
    و الان حتی یادم رفته چطوری باید تاپیک بزنم:)
    دلم برای تک تک لحظاتی که اینجا گذروندم تنگه

    اهوممممممم منم همین حسو دارم
    با اینکه تابستون عضو شدم ولی انگار خیلی دوستش دارم
    کاش بچه ها برگردنند تا شورو حال برنامه دوباره برگرده
    دلم میگیره اونوقتی که میبینم تو سایت فقط منم و من
  14. 8
  15. #8
    Aliena
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    2016/06/19
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    527
    1,283
    1,891
    آره واقعا! کافه قلم خیلی خلوت شده. آدم دلش می‌گیره. نه تاپیکی، نه پیامی... هیچی!
    حتی لوکوبوک هم خبری نیست. شایدم صفحه‌ی من خلوته. اما کلا به نظرم زیاد موفق نبوده. خصوصا که بیشتر برای نویسنده‌هاست و همه کاربرا قابلیتایی که اینجا داشتنو، اونجا ندارن. بعضی اعضا هم اصلا معلوم نیست دنبال چی‌اند

    به نظرم فقط خودمون می‌تونیم اینجا رو زنده کنیم. مثل قبل فعالیت کنیم، نظر بدیم، تاپیکا رو بخونیم و لایک کنیم.
  16. 10
  17. #9
    سانیا سلطانی
    نویسنده انجمن
    تیم منتقدان رمان
    تیم نویسندگان انجمن
    تاریخ عضویت
    2016/12/27
    نوشته ها
    609
    4,522
    11,477
    ای بابا فکر میکردم فقط منم که همیشه بغض دارم برای این تنهایی دلم برای نوشتن تنگ شده
    ولی نوشتنی که فقط برای خودت باشه هیچ قشنگی نداره
    منم دلم برای اون روزا تنگ شده
    چه دلمون خوش بود به اینکه مثلا شدیم نویسنده سایت!!!
    مثلا شدیم منتقد
    ولی کو کجا رفت تنها تر از همیشه شدیم
    بی رودربایسی من اصلا لوکو رو دوست ندارم محیط انگیزشی نداره و من یکی از نوشتن سرد کرده
  18. 10
  19. #10
    Fatemehkeshavarz
    کاربر نیمه فعال
    تاریخ عضویت
    2016/06/07
    نوشته ها
    255
    76
    2,233
    چشمم روشن شد که جایی تگ شده بودم، دیگر تو خود بیاب پرتغال فروش را
  20. 7
صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 24

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Smiles Telegram Instagram Faq